سید محمد حقانی (رحمه الله) یکسال بعد…

بقلم: احمد تنویر مدیر مسئول (مجله حقیقت)
با فرا رسیدن ۲۲ ربیع الاول امسال، به یاد سال پار افتادیم؛ روزی که خبر رحلت سید محمد حقانی – رحمه الله – در قالب یک مسیج مختصر به دست ما رسید؛ ابتداء باور کردنش محال می نمود؛ اما نه. واقعی رخ داده بود چیزی که واقعا سخت و گران تمام بود در آن لحظات …
خبر رحلت معاون پرتلاش، مخلص، پویا و بسیار صمیمی کمسیون فرهنگی امارت اسلامی دردناک بود؛ شخصیتی که از او جز خوبی و مهربانی، نیکی و تشویق، صمیمیت و اخلاص چیز دیگری سراغ نداشتیم.
عادت شریف شان بود که همواره پرسان می کرد، از رفیق ها، دوستان و همکاران، از کارها، و نوید و امید می داد به آینده و بسیار حرفه ای و کار آزموده برخورد می کرد.
صدای گرمش تا هنوز در گوش ها طنین انداز است لحن خاصی در حین گفتار داشت یعنی می شد از طریق تلفون تبسم و خنده خاصی که همیشه روی لب داشت احساس کرد، بسیار با محبت سخن می زد و با دقت گپ ها را می شنید و با حوصله نصیحت و وصیت خویش را می رساند.
گاهی شکایت از این رفیق یا آن رفیق نمی کرد عادت داشت اکثر گفته ها به دلش داشته باشد تا به جایی بگوید؛ یادم است دقیق اندکی قبل از سفر ابدی شان، روزی با پای پیاده در حالیکه چند تن میهمان ها در خانه داشتیم درب اتاق تک تک شد؛ یکی از رفیق ها که گویا از قبل اطلاع داده بودند که به خانه ما هستند برایم گفت در خانه را باز کن حقانی صاحب هستند؛ وقتی دروازه را باز نمودیم بله خودشان بودند؛ سید محمد حقانی صاحب، با شکستگی و بسیار متواضعانه سلام علیکم کرده وارد خانه شد و با دوستان موجود در خانه با صمیمیت جورپرسانی کرد؛ وقتی ایشان رسیدند ما نان خورده بودیم؛ بعد از مانده نباشی، گفتیم نان تیار است بیاوریم؛ دستش را بالا برد و فرمود خیر، ما طعام خوردیم بیایید بنشینید کمی قصه می کنیم باز می رویم نماز ظهر هم نزدیک شده؛ دقایقی نشستیم دوستان با هم صحبت می کردند و حقانی صاحب با تبسم و دقت گوش می داد بعد خودشان شروع به سخن کردند بسیار آرام، جذاب و دلسوزانه گپ می زد؛ کسی چه می دانست که این آخرین ملاقات حضوری ما و دوستان موجود با ایشان بود؛ یکی از صحبت های شان در قالب گوشزد به جمع حاضر این بود که سعی کنید خوبی دوستان را بگویید یعنی که مجلس همیشه به خیر و ثواب باشد و اگر شکایت، گلایه و یا انتقادی از کسی هست باز بطور خصوصی و یا راه های دیگری وجود دارد.
حقانی صاحب، الحق که شخصیت مبارک و انسان بسیار بزرگواری بود، در روزهای عید و ایام دیگر، در جورپرسی پیشقدم بودند، در مجالس رسمی بسیار آموزنده رفتار می کرد و تک تک دوستان را در کارهای شان هر کسی را به طبعیت اش تشویق و ترغیب فرموده و مجال می داد با وی درد دل کند، مشوره هایش را بشنود و باز در وقت دادن مشوره، بسیار مشوره های نیک و خیرخواهانه می داد.
من از هر کسی از دوستان که با ایشان از نزدیک شناخت داشتند وقتی ذکر خیرشان شده؛ با آه سرد و افسوس دوستان مواجه شده و این گفته ها را زیاد شنیدم از دوستان که در مورد حقانی صاحب گفته و می گویند: سبحان الله! سید محمد حقانی صاحب واقعا یک نعمت و یک سرمایه ای ارزشمند برای نظام و ما بود؛ افسوس که عمرش کوتاه بود و کمتر از وجودشان استفاده صورت گرفت.
از ویژگی های منحصر به فرد حقانی صاحب، بیداری او به نسبت موضوعات روز بود؛ تلاش می کرد دوستان با اندک بضاعتی که در کمسیون داشتند حداکثر خدمت را برای نظام داشته باشند و یا زمینه حداکثر فرصت مساعد گردد؛ از ترفندهای تبلیغاتی دشمنان به خوبی واقف و موضعگیریهای بسیار دقیق و پر مفهوم داشت و کوشش می کرد این انگیزه های خاص در دیگر دوستان نیز پیدا شده و احساس مشترک (توجه عمیق به فعالیت های خصمانه دشمنان) در همه به وجود بیاید.
او، بسیار خوش برخورد بود، صمیمی و پیشانی اش همیشه باز، متواضع و مخلص، دلسوز و فداکار بود، هم برای دوستان امیر بود، هم یار و هم یاور، در پیدا کردن دوستان مخلص و میدان دادن به انسان های با استعداد بسیار تلاش داشت؛ گاهی که می گفتیم فلان مسئله چطور شود و یا …؛ با تبسم عمیق که نشانگر اخلاص و اعتمادشان بود می فرمود: فرض کن شما ما هستید هر قسم که صلاح و مناسب می دانید عمل کنید و نتیجه کار را به حاجی صاحب و ما باز ایمیل کنید، با جرئت چیزی را که می خواهید بگویید ما از گفتن خواسته های شما و از مشوره های شما هیچگاهی خسته نمی شویم و بلکه بسیار خوش می شویم، چرا که این نظام متعلق به همه استعدادهای درخشان و مخلصی است که قدر جهاد و مجاهدین را می دانند و برای امارت اسلامی از جان و دل اخلاصمندانه خدمت می کنند.
سید محمد حقانی صاحب که ما می شناختیم واقعا که یک انسان شریف بود همانگونه که یک نام شان نیز به حاجی شریف مشهور بود، بسیار پر حوصله بود یادم هست دقیق وقتی راجع به مسئله ای در پیامهای عید تبریکی جمله ای به نظر یکی از علمای کرام نا مطلوب معلوم شده بود؛ آن عالم بزرگوار برای سید محمد حقانی صاحب تلفون زد و دقایقی بسیار با ایشان راجع به آن جمله سخن گفت و حقانی صاحب صدای شان می آمد که با چه احترام و اخلاصی به گپ های آن عالم، گوش داده و برایش اطمینان داد که تا حد توان کوشش می کند تکرار نشود یا راجع به آن جمله دقت و تحقیق شود که چطور بوده است؛ در حالیکه بعدتر معلوم گردید آن جمله چنان یک جمله ای قابل اعتراض هم نبود؛ اما از حوصله، ادب و نزاکت حقانی صاحب همه شگفت زده شدیم.
به سایت ها، مطبوعات و امور کاری بسیار توجه عمیق داشت؛ گاهگاهی کدام مطلب که به نظرشان جالب می آمد (از طریق تلفون و یا حضوری) اظهار خوشی و دعای خیرشان را ابراز می داشت، و یکی از علاقه مندان خاص مجله حقیقت بود و نسبت به دیزاین و محتوای مجله، همیشه اظهار نظر کرده و حوصله و امید دوستان را زیاد می کرد.
در رفع مشکلات امور رسمی دوستان بسیار متوجه بوده و بار بار خبرگیری می گرفتند و نه تنها مشکلات کاری که مشکلات شخصی دوستان را نیز به حد توان پیگیری می فرمودند.
به هر حال، اکنون که تشریف ندارند هرگاهی که ذکر خیرشان در بین دوستان می شود و یا هرگاه مجلسی برگزار می شود حسرت همه ما را فرا گرفته و جای خالی آن بزرگوار احساس می شود؛ از الله متعال بهترین مکان و عالی ترین مقام را در جنت برای شان مسئلت داریم.
روح شان شاد، یادشان گرامی و راه شان پر رهرو باد.
(برگرفته از مجله وزین حقیقت شماره ۱۹)